محمد مهدى ملايرى
276
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىرفته و به همينجهت در وسط اين راه و براى حفظ آن ، اين دژ را ساخته بودهاند . در نزديكيهاى همين ويرانههاى بسمايه چند تپه باستانشناسى ديگر نيز ديده مىشود كه يكى به نام « تل رشادى » در شش كيلومترى غربى اين ويرانهها و ديگر به نام « تل اشجالى » در حدود هشت كيلومترى شمال غربى آن است . احتمال مىدهند اين دو تل نيز از آثار روستاهاى مهم اين تسوى جازر بوده باشند . در مسافت 11 كيلومترى شمال غربى اين ويرانه هم تلهاى خفاجى است كه آنها را محل شهر بابلى قديم مىدانند . و آنچه توجه را جلب مىنمايد اين است كه در كنارهء راست نهروان و در فاصله يازده كيلومترى شمال شرقى ويرانههاى بسمايه مقابل كيلومتر 136 نهروان يك تل ديگرى است كه به نام « تل جوزى » يا « تل جوزيه » خوانده مىشود و احتمال مىدهند كه اين كلمه تحريفى از كلمه « جازر » باشد . اين را هم درباره اين دو تسو گفتهاند كه راه خراسان كه از مدائن شروع مىشده و به سمت شرق مىرفته ، چه در زمان ساسانيان كه هنوز بغداد به عنوان شهر وجود نمىداشته و چه در زمان خلفا كه بغداد شهر شده بود ، از دو تسوى جازر و كهنشهر مىگذشته است . « 1 » . چنين مىنمايد كه اين دو تسو از آنجا كه به هم پيوسته بودهاند در ديوان خراج داراى يك ابو ابجمعى بودهاند چون ابن خردادبه و قدامه هردو خراج آن دو را روى هم ، نه جدا از هم ، نوشتهاند . اين دو تسو بر روى هم هفت روستا و يكصد و شانزده خرمنگاه داشتهاند و خراج آن دو جمعا هزار كر گندم و هزار و پانصد كر جو و بين يكصد هزار تا دويست و چهل هزار درهم « 2 » نقد بوده است . دو تسوى راذان بالا و راذان پايين اين دو راذان را گاهى يك تسو و گاه دو تسو نوشتهاند ، و مىتوان انگاشت كه اين بدان علت بوده كه اين دو تسو هم مانند دو تسوى گازر و كهنشهر
--> ( 1 ) . رى سامرا ، ج 2 ص 376 . ( 2 ) . اين ترديد ناشى از اختلافى است كه در دو كتاب ابن خردادبه و قدامه ديده مىشود . در كتاب ابن خردادبه خراج نقدى آنجا يكصد و چهل هزار درهم ذكر شده و در كتاب قدامه اين مبلغ دويست و چهل هزار درهم است .